پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
457
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
بزرگى از آن سرزمين و زن و فرزندان پادشاه ماد « 1 » در آنجا بودند گرد فرو گرفت و خود در اينجا بود كه به خطاى خود پى برده دانست كه از همراه نياوردن آن ابزارها با چه دشوارى روبهرو خواهد بود و تنها راهى كه براى جبران آن انديشيد اين بود كه دستور داد پشتهاى را در برابر باروى شهر از خاك پديد آوردند و اين كار گذشته از آنكه رنج بسيار داشت باعث از دست رفتن فرصت بود . در اين ميان فراهات با لشكر انبوهى به آنجا رسيده چون دانست كه گردونهها با منجنيقها در پشته سر گزارده شده يك دسته از سوارگان چالاك را بر سر آنها فرستاد كه ناگهان به آنجا رسيدند و استاتيانوس را كه ايستادگى مىنمود با ده هزار تن از كسان او بكشتند و منجنيقها را درهم شكستند . گروهى نيز دستگير افتاد كه يكى از آنان پادشاه پوليمون « 2 » بود . چنين پيشآمدى در آغاز كار جنگ روميان و همدستان ايشان را چندان دلشكسته گردانيد و بخت روميان را برگشته دانستند كه آرتاوازد پادشاه ارمنستان با همه سپاهى كه داشت از لشكرگاه كنار كشيد با آنكه او بيش از همه خواستار جنگ بود . از آن سوى اشكانيان بر دليرى افزوده بر سر روميان در گرد شهر راندند و از هر سوى بر آنان تنگ گرفتند . آنتونيوس چنين مىپنداشت كه بيكارى سپاهيان ترس و نوميدى آنان را بيشتر خواهد گردانيد و اين بود كه همه سوارگان را با خود برداشته با ده لگيون و سه دسته از پيادگان سنگين ابزار از پاسبانان خود بيرون تاخت كه هم جستجوى آذوقه نمايند و هم دشمن را نزديك كشيده به جنگ برخيزند و چون يك روزه راه از لشكرگاه دور شدند اشكانيان در آن پيرامونها انبوه بودند و همگى آماده مىايستادند كه چون روميان به راه پردازند بر آنان حمله نمايند . آنتونيوس فرمان داد كه علامت جنگ را در لشكرگاه برپا نمايند و از آن سو هم دستور داد چادرها را بكنند تا دشمن چنان پندارد كه به جنگ نايستاده به آهنگ سرزمين خود روانه
--> ( 1 ) . مقصود از اين پادشاه ماد پادشاه اشكانى نيست بلكه چنان كه از نوشتههاى استرابون هم برمىآيد خاندان آتورپات تا اين زمان فرمانروايى داشتهاند . ( 2 ) . Polemon نام خود پادشاه است ولى نام كشور او برده نشده .